دانلود رمان پسری که دزدکی از پنجره به اتاقم می آمد
نام رمان : پسری که دزدکی از پنجره به اتاقم می آمد
نویسنده رمان : کریستی_مسلی
ژانر رمان : عاشقانه
خرید و دانلود فوری
قیمت :
دانلود رمان پسری که دزدکی از پنجره به اتاقم می آمد از کریستی_مسلی با لینک مستقیم+pdf
خلاصه رمان پسری که دزدکی از پنجره به اتاقم می آمد
روی کانتر آشپز خانه نشسته بودم و به مادرم که در حال پختن پاستا بود نگاه می کردم. او کمی پریشان بود و هر دو دقیقه نگاهی گدرا به ساعت می انداخت. من می دانستم چرا این کار را می کرد. پدرم شانزده دقیقه دیگر به خانه می آمد و او دوست داشت به محض آمدن شام روی میز آماده باشد…

یگانه آشتیانی –
من این رمان رو خوندم خیلی هیجان انگیز بود، یه جوری که اصلاً نمیتونستم بذارمش زمین. داستانش واقعاً آدمو میکشونه داخل خودش و اصلاً دوست نداشتم تموم بشه. به نظرتون چرا اینقدر سریع تمومش کردم، این طبیعی بود؟
مهسا خلیلی –
گفتم دانلودش کنم و شروع کنم بخوندنش واقعا معرکه بود، بعضی شبها تا صبح بیدار بودم و نمیتونستم زمین بذارمش، ولی یکی از دوستانم گفت که کتاب تقریباً خیالیه راسته؟یا بر اساس واقعیت هم هست؟
محمدامین افضلی –
داستانش یه جور سرگرمکننده بود که آدمو میکشونه تو دنیای کاراکترا. راستی، این کتاب جلد دوم هم داره؟ چون آخرش خیلی مبهم بود و نمیدونستم چی میشه بعدش. اگر چیزی هست بگید لطفاً
گیسو موسوی –
خب یه رمان پیدا کردم که پسر شبانه از پنجره میاد تو اتاق این دختره. هر چی خوندم بیشتر تو مخاطب بودن. میگن کتابش آدمو میگیره راست میگن؟پایانش چطوریه؟
اردشیر دهقان –
پسر که از پنجره میومد خیلی جالب بود و یه پیچیدگی خاصی به داستان میداد. میخوام بدونم کسی تمومش کرده بگه چطوره، آیا جالب تموم شد؟چون نمیخوام پولمو هدر بدم!
آراد افخمی –
رفیق میگفت شدیداً پیشنهادی برای یه بار هم که شده باید بخونی، ولی خب راستش من یه مقدار شک داشتم. حالا که خوندمش عاشقش شدم، کسی هم مثل من اینطوری شده بود؟ یا فقط من بودم؟
سحر داوودی –
آقا این کتاب رو گرفتم دوتا از دوستم گفتن بخونیش میگیره اینقد خوشت میاد گفتم شش ماهه دارم میگردم دنبال یه کتاب خوب این عالی بود دلم نمیخواست تموم شه بازم کتاب به این سبک معرفی کنید
الناز جهانگیری –
خواندن این رمان مثل یه سفر بود خیلی مشتاق بودم ببینم بالاخره چیش به کجا میرسه ای کاش زودتر شناخته بودمش. ولی راستی کسی میدونه چرا اینقدر تو سایتای مختلف گرونه؟
آرمین رضایی –
بچهها من رمانو تا نصف خوندم خیلی جالب بود که پسر شبا میپرید تو اتاق دختر، اما یه چیزی، چرا یه جاهاییش انگار داره بیربط حرف میزنن؟ یا فقط من سردرگم شدم؟
اردشیر احمدی –
خیلی از اوقات با نوشتن این رمان لبخند میزدم، امیدوارم آدمای دیگه هم ازش لذت ببرن. یه سوال، کسی میدونه نویسنده این کتاب کیه؟ تو یه سایتی دیدم دو نفر گفته بودن دو نویسنده داره، درسته؟